جمال الدين محمد الخوانساري
48
شرح احاديث طينت ( فارسى )
" بس آميخته شدند بهم " تا هر دو مادّهء خلق انسان باشد و مؤمن از يك جزو آن خلق شود و غير مؤمن از جزو ديگر . " پس به سبب اين مى - زايد مؤمن كافر را و كافر مؤمن را " يعنى به سبب اينكه آن آبها بهم آميخته شد و در هر نطفهء هر دو از آنها باشد پس مىزايد مؤمن كافر را به اين نحو كه كافر خلق شود از نطفهء او از آن آب شور تلخى كه در آن است ، و مؤمن خلق شود از نطفهء كافر از آن آب گوارا كه در آن است . و در شرح حديث اول مذكور شد كه غالب در خلق مؤمن آن است و در خلق كافر اين . و اگرنه هر يك در هر دو باشد . " بعد از آن فراگرفت گلى را از روى زمين " يعنى خاكى را از روى زمين كه به آن آبها گل شده بود . و مراد به " زمين " اعم از زمين بهشت و جهنم و غير آن است ، پس منافات ندارد با آنچه در احاديث سابقه مذكور شد كه " مؤمن از گل بهشت خلق شده و كفار و نواصب از گل جهنم " و همچنين منافات ندارد با آنچه در بعضى از آنها مذكور شد كه " نيكبختان تمام از خاك آسمانها خلق شدهاند " ، زيرا كه ممكن است كه مراد به آن نيز خاك بهشت باشد كه در آسمانها است ، يا مراد به آسمانها بهشتها باشد چنان كه قبل از اين مذكور شد . و ممكن است نيز كه آن حكايت دخلى به طينت اصلى ايشان نداشته باشد ، بلكه در آن وقت همه را از گلى كه از روى زمين برداشته باشد بيرون آورده باشد ، به اين نحو كه نفس هريك به بدنى از قبيل مورچه كه از آن گل بيرون آمده تعلق گرفته باشد و آخر ابدان هر گروهى را از گلى خاص خلق كرده باشد به تفصيلى كه در احاديث سابقه مذكور شد . " پس ماليد آن را ماليدنى سخت " ظاهر اين است كه " ماليدن " كنايه از فشردن باشد از براى بيرون آوردن مورچهها از آن ، چنان كه تفريع شده آن بر آن . و بعضى از علما گفتهاند كه : آن از براى اين است كه اجزاى آن خوب ممزوج يكديگر شوند و مزاج ميانهء آنها حاصل شود و مستعدّ حيات گردند . " پس ناگاه ايشان مثل مورچهها مىجنبيدند " يعنى تمام افراد آدمى از آن بيرون آمدند هريك به شكل و مقدار مورچه و حركت مىكردند تا ظاهر